على محمدى خراسانى
144
شرح منطق مظفر (فارسى)
مىآيد كه منتج نيست ، چون اوسط در آن تكرار نشده است ؛ و اگر متّصلهء اصل را با متّصلهء دوّم مقترن سازيم چنانچه متصلهء اصل را ، صغرى قرار دهيم و شمارهء دو را كبرى ، شكل چهارم پديد مىآيد كه اگر عكس كنيم شكل اوّل تشكيل مىشود و در هيچكدام از آن دو سالبهء جزئيه منتج نيست و نه مىتواند صغرى واقع شود و نه كبرى ، امّا اگر به جاى متصلهء اصل ، قضيهء متصلهء زير را بگذاريم و بگوييم : « كلّما كان هذا ناطقا كان انسانا » ، از اقتران آن به قضيهء شمارهء دو ، ضرب چهارم از شكل دوم پديد مىآيد كه صغرى سالبهء جزئيه و كبرى موجبهء جزئيه و نتيجه هم سلب جزئى است : « قد لا يكون اذا لم يكن هذا فرسا فهو ناطق » ، پس در اغلب موارد سالبه نبودن منفصله شرط است ولى در دو مورد شرط نيست امّا قابل تحويل بودن منفصله به متصله در همهجا شرطيت دارد . 4 . المؤلف من الحملية و المتّصلة نوع چهارم از انواع پنجگانهء قياس اقترانى شرطى ، آن نوع از قياس شرطى است كه از يك قضيّه حمليّه و يك شرطيهء متّصله ( كه گاهى صغرى ، حمليه و كبرى ، متصله است و گاهى بالعكس ولى اين مهّم نيست ) ، تشكيل شده باشد . قياس مؤلّف از حمليّه و متصله سه قسم ندارد كه يا اوسط در هردو مقدمه ، جزء تام يا در هردو ، جزء غير تام يا در يكى جزء تام و در ديگرى غير تام باشد ؛ بلكه منحصر به يك قسم است و آن اين كه اوسط در حمليّه ، جزء تام و در شرطيه ، هميشه جزء غير تام است و دو قسم ديگر متصور نيست ، زيرا جزء حمليه ( موضوع باشد يا محمول ) ، هميشه مفرد است جزء شرطيه ، در اصل و بدون لحاظ ادوات شرط ، يك قضيه حمليه است لذا امكان ندارد كه حدوسط و جزء مشترك ، در هردو جزء تام يا در هردو جزء غير تام باشد زيرا يك قضيه با يك مفرد متحد نيست تا جزء مشترك در هردو تام باشد . اقسام آن : اين نوع از قياس نيز از حيث اشكال اربعه ، چهار قسم مىشود ، چون شرطيهء متصله آن از دو حال خارج نيست : 1 . يا صغراى قياس است ؛ 2 . و يا كبراى آنكه در هريك از دو صورت مذكور يا جزء مشترك بعض مقدم متّصله و يا بعض تالى متصله است كه مجموعا چهار قسم